تبليغاتX
محفل محبین الشهدا - "ولی فقیه "در کلام ولی امر مسلمین جهان

"ولی فقیه "در کلام ولی امر مسلمین جهان

نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: شنبه دوازدهم تیر 1389 |

 

meen99hewpvneqcz4cy0.png 

ولايت فقيه نافى مسؤوليت‏هاى اركان مسؤول كشور نيست

ولايت فقيه - طبق قانون اساسى ما - نافى مسؤوليت‏هاى اركان مسؤول كشور نيست. مسؤوليت دستگاه‏هاى مختلف و اركان كشور غيرقابل سلب است. ولايت فقيه، جايگاه مهندسى نظام و حفظ خط و جهت نظام و جلوگيرى از انحراف به چپ و راست است؛ اين اساسى‏ترين و محورى‏ترين مفهوم و معناى ولايت‏فقيه است.

بنابراين ولايت‏فقيه نه يك امر نمادين و تشريفاتىِ محض و احياناً نصيحت‏كننده است - آن‏طورى كه بعضى از اول انقلاب اين را مى‏خواستند و ترويج مى‏كردند - نه نقش حاكميت اجرايى در اركان حكومت دارد؛ چون كشور مسؤولان اجرايى، قضايى و تقنينى دارد و همه بايد بر اساس مسؤوليتِ خود كارهايشان را انجام دهند و پاسخگوى مسؤوليتهاى خود باشند.

 نقش ولايت‏فقيه اين است كه در اين مجموعه‏ى پيچيده و در هم تنيده‏ى تلاشهاى گوناگون نبايد حركت نظام، انحراف از هدفها و ارزشها باشد؛ نبايد به چپ و راست انحراف پيدا شود. پاسدارى و ديده‏بانىِ حركت كلى نظام به سمت هدفهاى آرمانى و عالى‏اش، مهمترين و اساسى‏ترين نقش ولايت‏فقيه است. امام بزرگوار اين نقش را از متن فقه سياسى اسلام و از متن دين فهميد و استنباط كرد؛ همچنان‏كه در طول تاريخ شيعه و تاريخ فقه شيعى در تمام ادوار، فقهاى ما اين را از دين فهميدند و شناختند و به آن اذعان كردند. البته فقها براى تحقق آن فرصت پيدا نكردند، اما اين را جزو مسلّمات فقه اسلام شناختند و دانستند؛ و همين‏طور هم هست.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در مراسم پانزدهمين سالگرد ارتحال امام خمینی (ره)- 1383/3/14

 

 

سعى مى‏كنند ولايت فقيه را حكومت مطلقه‏ى فردى معرفى كنند؛ اين دروغ است 

شاخص مهم مكتب سياسى امام بزرگوار ما پاسدارى از ارزشهاست، كه مظهر آن را امام بزرگوار در تبيين مسأله‏ى ولايت‏فقيه روشن كردند.

 از اول انقلاب اسلامى و پيروزى انقلاب و تشكيل نظام اسلامى، بسيارى سعى كرده‏اند مسأله‏ى ولايت‏فقيه را نادرست، بد و برخلاف واقع معرفى كنند؛ برداشتهاى خلاف واقع و دروغ و خواسته‏ها و توقعات غيرمنطبق با متن نظام سياسى اسلام و فكر سياسى امام بزرگوار.

 اين‏كه گاهى مى‏شنويد تبليغاتچى‏هاى مجذوب دشمنان اين حرفها را مى‏پراكنند، مربوط به امروز نيست؛ از اول، همين جريانات و دست‏آموزها و تبليغاتِ ديگران اين حرفها را مطرح مى‏كردند. عده‏يى سعى مى‏كنند ولايت فقيه را به معناى حكومت مطلقه‏ى فردى معرفى كنند؛ اين دروغ است.

 بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در مراسم پانزدهمين سالگرد ارتحال امام خمینی (ره)- 1383/3/14

ارتباط ولىّ با مردمى كه ولايت بر آنهاست،يك ارتباط نزديك،صميمانه،محبّت‏آميز است

ولايت، معناى عجيبى است. اصل معناى ولايت، عبارت از نزديك بودن دوچيز با يكديگر است. فرض بفرماييد وقتى كه دو ريسمان، محكم به هم تابيده مى‏شوند و جدا كردن آنها از يكديگر، به آسانى ممكن نيست، آن را در عربى «ولايت» مى‏گويند. ولايت، يعنى اتّصال و ارتباط و قرب دو چيز به صورت مماس و مستحكم با يكديگر. همه‏ى معانى‏اى كه براى «ولايت» در لغت ذكر شده است - معناى محبّت، معناى قيوميت و بقيه معانى، كه هفت، هشت معنا در زبان عربى هست - از اين جهت است كه در هر كدام از اينها، به نوعى اين قرب و نزديكى بين دو طرف ولايت وجود دارد. مثلاً « ولايت» به معناى محبّت است؛ چون محبّ و محبوب، با يكديگر يك ارتباط و اتّصال معنوى دارند و جدا كردنشان از يكديگر، امكان‏پذير نيست.

اسلام، حكومت را با تعبير «ولايت» بيان مى‏كند و شخصى را كه در رأس حكومت قرار دارد، به عنوان والى، ولىّ، مولا - يعنى اشتقاقات كلمه ولايت - معرفى مى‏كند. معناى آن چيست؟ معناى آن، اين است كه در نظام سياسى اسلام، آن كسى كه در رأس قدرت قرار دارد و آن كسانى كه قدرتِ حكومت بر آنها در اختيار اوست، ارتباط و اتّصال و پيوستگىِ جدايى ناپذيرى ازهم دارند. اين، معناى اين قضيه است. اين، فلسفه سياسى اسلام را در مسأله حكومت براى ما معنا مى‏كند.

هر حكومتى كه اين طور نباشد، اين ولايت نيست؛ يعنى حاكميتى كه اسلام پيش‏بينى كرده است، نيست. اگر فرض كنيم در رأس قدرت، كسانى باشند كه با مردم ارتباطى نداشته باشند، اين ولايت نيست. اگر كسانى باشند كه رابطه آنها با مردم، رابطه ترس و رعب و خوف باشد - نه رابطه محبّت و التيام و پيوستگى - اين ولايت نيست. اگر كسانى با كودتا بر سر كار بيايند، اين ولايت نيست. اگر كسى با وراثت و جانشينىِ نَسَبى - منهاى فضايل و كيفيّات حقيقى كه در حكومت شرط است - در رأس كار قرار گيرد، اين ولايت نيست. ولايت، آن وقتى است كه ارتباط والى يا ولىّ، با مردمى كه ولايتِ بر آنهاست، يك ارتباط نزديك، صميمانه، محبّت‏آميز و همان طورى كه در مورد خود پيامبر وجود دارد - يعنى «بعث فيهم رسولا من انفسهم»(5) يا « بعث منهم»: از خود آنها كسى را مبعوث كرده است - باشد؛ يعنى از خود مردم كسى باشد كه عهده‏دار مسأله ولايت و حكومت باشد. اساس كار در حاكميت اسلام اين است.

البته معيارها سر جاى خود محفوظ است. اگر كسى همين ارتباط با مردم را بدون داشتن آن معيارهاى واقعى پيدا كرد، اين باز هم ولايت نيست و اين ملاكها را ندارد؛ اگر چه ممكن است بُعد ديگرى را داشته باشد. پس، علاوه بر آن معانى حقيقى‏اى كه وجود دارد، حكومت در اسلام، حكومت ولايى است و ولايت يعنى حكومت، كه با اين تعبير لطيف و متناسب با شخصيت و شرافت انسان بيان شده است. در اسلام، چون افراد جامعه و افراد انسان، در حساب سياسى اسلام به حساب مى‏آيند، در واقع همه چيز مردمند. مردم هستند كه شخصيت و خواست و مصالح و همه چيز آنها، در نظام سياسى اسلام به حساب مى‏آيد. آن وقت، ولايت الهى ، با چنين حضورى از مردم معنا مى‏دهد.

حقيقت ولايت الهى اين است: ارتباط با مردم.

بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ايران به مناسبت عيد سعيد غدير- 6/2/1376 

ببينيد چقدر زيبا ضوابط دينى و اراده‏ى مردم تركيب يافته است؛ آن هم در حساس‏ترين مركز نظام

مسؤوليتِ بسيار حساس و مهم ولايت‏فقيه، به نوبه‏ى خود، هم از معيارها و ضابطه‏هاى دينى و هم از رأى و خواست مردم بهره مى‏برد؛ يعنى ضابطه‏هاى رهبرى و ولايت‏فقيه، طبق مكتب سياسى امام بزرگوار ما، ضابطه‏هاى دينى است؛ مثل ضابطه‏ى كشورهاى سرمايه‏دارى، وابستگى به فلان جناح قدرتمند و ثروتمند نيست. آنها هم ضابطه دارند و در چارچوب ضوابطشان انتخاب مى‏كنند، اما ضوابط آنها اين است؛ جزو فلان باند قدرتمند و ثروتمند بودن، كه اگر خارج از آن باند باشند، ضابطه را ندارند.

در مكتب سياسى اسلام، ضابطه، اينها نيست؛ ضابطه، ضابطه‏ى معنوى است. ضابطه عبارت است از علم، تقوا و درايت. علم، آگاهى مى‏آورد؛ تقوا، شجاعت مى‏آورد؛ درايت، مصالح كشور و ملت را تأمين مى‏كند؛ اينها ضابطه‏هاى اصلى است برطبق مكتب سياسى اسلام. كسى كه در آن مسند حساس قرار گرفته است، اگر يكى از اين ضابطه‏ها از او سلب شود و فاقد يكى از اين ضابطه‏ها شود، چنانچه همه‏ى مردم كشور هم طرفدارش باشند، از اهليت ساقط خواهد شد. رأى مردم تأثير دارد، اما در چارچوب اين ضابطه. كسى كه نقش رهبرى و نقش ولى‏فقيه را بر عهده گرفته، اگر ضابطه‏ى علم يا ضابطه‏ى تقوا يا ضابطه‏ى درايت از او سلب شد، چنانچه مردم او را بخواهند و به نامش شعار هم بدهند، از صلاحيت مى‏افتد و نمى‏تواند اين مسؤوليت را ادامه دهد.

از طرف ديگر كسى كه داراى اين ضوابط است و با رأى مردم كه به‏وسيله‏ى مجلس خبرگان تحقق پيدا مى‏كند - يعنى متصل به آراء و خواست مردم - انتخاب مى‏شود، نمى‏تواند بگويد من اين ضوابط را دارم؛ بنابراين مردم بايد از من بپذيرند. «بايد» نداريم. مردم هستند كه انتخاب مى‏كنند. حق انتخاب، متعلق به مردم است. ببينيد چقدر شيوا و زيبا ضوابط دينى و اراده‏ى مردم تركيب يافته است؛ آن هم در حساس‏ترين مركزى كه در مديريت نظام وجود دارد. امام اين را آورد.

بديهى است كه دشمنان امام خمينى و دشمنان مكتب سياسى او از اين نقش خوششان نمى‏آيد؛ لذا او را آماج حملات قرار مى‏دهند. در رأس اينها كسانى هستند كه به بركت امام بزرگوار ما و مكتب سياسى او، دستشان از غارت منابع مادى و معنوى اين كشور كوتاه شده است. آنها جلودارند، يك عده هم دنبالشان حركت مى‏كنند. بعضى مى‏فهمند چه‏كار مى‏كنند، بعضى هم نمى‏فهمند چه‏كار مى‏كنند.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در مراسم پانزدهمين سالگرد ارتحال امام خمينى(ره) - 14/3/1383

 

 

نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: شنبه دوازدهم تیر 1389 |

تبليغات

درباره ما


    امام خامنه ای:
    از خدا مي خواهم مبادا بعد از يك عمر زحمت مرگ ما در بستر بيماري باشد
    و در ميدان شهادت نباشد،
    شــــــــــــــــــــــهــــــــــــــــادت،
    مــرگ در راه ارزشـــهـاسـت.....
    ×××××××××××××××××
    دیگر نخواهم بی شهیدان زندگانی
    یا فاطمه(س) تو مادر رزمندگانی
    ×××××××××××××××××
    تفأل از شهدا

    با ارسال پیامکی با متن «عدد یک (1)» به شماره 2000471
    گزیده ای از وصیت نامه شهدا برای شما ارسال می شود .

    باشد که شفیع روز محشرمان شوند.
    اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک

    یا علی مدد....

پيوندها

لينكدوني

تمامي حقوق در انحصار اين وبگاه ميباشد و هرگونه كپي برداري غير مجاز و شرعا حرام است. طراحي شده توسط : آرياتمپ