

مجموعه 25 سخنرانی رمضان 87 از استاد پناهیان
با موضوع:
عادت های غلط در دینداری
سخنرانی (1)
سخنرانی (2)
سخنرانی (3)
سخنرانی (4)
سخنرانی (5)
سخنرانی (6)
سخنرانی (7)
سخنرانی (8)
سخنرانی (9)
سخنرانی (10)
سخنرانی (11)
سخنرانی (12)
سخنرانی (13)
سخنرانی (14)
سخنرانی (15)
سخنرانی (16)
سخنرانی (19)
سخنرانی (21)
سخنرانی (23)
سخنرانی (24)
سخنرانی (25)
سخنرانی (26)
سخنرانی (27)
سخنرانی (28)
سخنرانی (29)





قرآن تصویری+
4تفسیر قرآن کریم




شنيدي كه فرمودن دنيا بازيه.؟؟؟؟
پس خوب بازي كن.
حسابي لذت ببر كه خستگيت در بره،
تا اون ور سر حال باشي.
آداب شرعي هم مقررات بازيه،
كه جر زني نكنيم.
دو گروه ضرر كردن:
يكي اونايي كه جديش گرفتن و همش حرص خوردن.
يكي هم اونايي كه ترك دنيا شدن و اصلا بازي نكردن.


شنيدي كه هر كي از كار گروهي راضي باشه، از همون گروه مي شه
تو يه كار كن هر چه خدا باهات كرد راضي باش ازش.اون وقت مي شي از خودش
بده؟
نكنه بعد يه عمر با خدا جنگ داشته باشي!
يكي از خودشون گفته هر كي از وضعيت دنياش ناراحت باشه، از خدا خشمگينه



نه كمال مي خوايم، نه سعادت، نه بهشت
اصلا ديگه نمي خوايیم زنده بمونيم.
فقط شما يه جرعه آب به ما بده
ما فقط همين يه ذره آب رو مي خوايم از خونه شما.
خود شما براي ما پيغام دادي هر وقت آب خورديد ياد من كنيد.
حالا ما اومديم سراغ خود شما.
" ما آب مي خوايم آقا "

گفت داشتم از كنار مي رفتم
اصلا داشتم رد مي شدم از اون طرف
كاري نداشتم باهاش
يهو محبت و ولايتش مثل برق زد و بردم
معصيت كار بودم
گناهكار بودم
مگه اين چيزا سرش مي شد؟
كربلا اين جوريه برادر
اين قدر قويه
راه امام حسينه ديگه
راه ميان بر شنيدي؟



. خودت رو بسپر دست حسين (ع) كه مال اونايي.
دشمن اصلا نمي شناسن اونا.
گفت صحراي عرفات، مجلس روضه حسين اهل سنت اومد يخ بفروشه.
تا پاشو گذاشت تو گرفتش. اول اخم كرد و سياه شد. بعد يك كم گذشت ديدم نشست و گريه افتاد.
حالا با شما چه معامله اي مي كنه اين آقا



گفت: مشروب فروش بودم.
گرفتاري پيش اومد مجبور شدم فرار كنم كربلا، پيش يكي از دوستام.
قصد كرد توبه م بده. بردم حرم حسين (ع)
توبه شكستم....
فهميد، گفت اين بار مي برمت جايي كه ديگه نتوني توبه بشكوني. بردم حرم عباس (ع)
مي گفت از حضرت ابوالفضل همين بس كه دست منو گرفتن.



رجال سياسي دنيا پرست كه آدم رو مي كشونن جهنم، رحم ندارن.
صيادهاي آخرت كه مي برن بهشت رحم كنن؟
گفت شب عروسيم بود. زد و برد و كشوندم كربلا.
گفت: يعني اين قدر قويه؟ گفت از اين هم بالاتر.
آتيش دنيا زياد كه مي شه تر و خشك رو مي سوزونه.
آتيش محبت خوب رو بد كنه؟
















