تبليغاتX
محفل محبین الشهدا

میلاد گل مبارک

نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 |
قال رسول الله(ص):علی(ع) خیر البشر من ابا فقد کفر علی (ع) بهترین بشر است و کسی که از او دوری کند کافر است  
Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic
 
GiGaImage.com Free Image HostingGiGaImage.com Free Image HostingGiGaImage.com Free Image Hosting
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید ...
اکبر آقا قصابی محلمون
ترازویش را تنظیم میکند
و دست پینه بسته تقی واکسی را رد نمیکند
تا اهل و عیالش بعد از ۵ ماه ۲۰۰ گرم گوشت بخورند!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید ...
اسد معمار، بساز بفروش شهرمان
وجدانش درد میگیرد!
و خانه‌ها را خوب می‌سازد
تا امسال اولین سالگرد خانواده حبیبی نباشد!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید ...
رجب نانوایی سر کوچه
نان را درست می‌پزد و درشت ...
تا کریم‌پور مسئول اداره ...
مجبور نباشد نان را به نرخ روز بخورد!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید ...
صمد جلوبندی‌ساز گاراژ صداقت
بعد از تعمیر پیکان ۵۹ مش قاسم
مهره سگدستش را شل نمیکند
تا ۲  روز بعد بابت سفت کردنش ۴۰۰۰ تومان بگیرد!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید ...
گروهبان یکم شریفی
مجبور نیست هر روز
مایحتاج منزل
سرهنگ جباری را بخرد!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید ...
دکتر طاهری‌زاده
رییس بیمارستان قلب ...
سمانه ۱۰ ساله را عمل میکند
حتی اگر پدرش سید کاظم
کارگر آجرپزی ورامین باشد!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید ...
مهندس هراتی
رییس شرکت چینی‌سازی
اصغر کارگر انبار را به خاطر تعدیل
با تهمت دزدی از کار بیکار نمیکند!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید ...
صفدر شغال! گنده لات منطقه فلاح
مغازه پارچه فروشی حیدر آقا را آتش نمیزند
و انگشت قطع شده! احمد
لبو فروش میدان ابوذر را به او برمی‌گرداند!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید ...
ویرانه‌های قوه محترم! قضاییه را
آباد میکند
تا رضا طلبه سیرجانی
به جرم مخالفت با زمین‌خواری!
محاکمه، حبس و تبعید نشود!

من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید ...
آقای بیطرف نماینده حزب باد!
یادش نمیرود نماینده شهری است
که ۴ سال تمام مردم بی‌نوایش
چشم به انتظارش بوده‌اند!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید ...
حاج آقا فلانی! موقع سخنرانی
تمام حواسش را جمع میکند
تا حرفی را بزند که به آن عمل میکند!
من آقا را دوست دارم
چون وقتی بیاید ...
راه را نشانمان میدهد
تا گاهی به چپ نرویم!
و گاهی به راست
و گاهی هم به هیچ کدام!
من آقا را دوست دارم ...........
دوستان عزیز بقیه این متن زیبا رو که به قلم دوست عزیزم امین عارفی عزیز (مدیر وبلاگ حی سبحان)
می باشد را شما با ذوق خودتون تکمیل کنید.
ضمنابرای سلامتی ایشون هم دعا کنید.
* نام شما :
* ایمیل شما :
وب سایت شما :
* متن پیام :

 

 

 

برای دیدن سایز اصلی کلیک کنید

برای دیدن سایز اصلی کلیک کنید

نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 |

نگاهي به زندگي و خاطرات شهيد خلبان عباس بابايي مردي كه شيطان را جاگذاشت

نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 |
قال رسول‌الله(ص): «لا یَجوزُ اَحدٌ الصِّراطَ إِلّا مَن کَتَبَ لَهُ عَلِیٌّ (ع) الجَوازََ؛هیچکس از صراط نمی گذرد مگر کسی که علی (ع) برای او جواز [گذر] نوشته است»احقاق الحق7/119

شهادت قسمت ما می شد ای کاش

     

 

 با سلام خدمت همه دوستان بازدید کننده
به مناسبت ایام سالگرد شهادت شهید بابایی چند تا خاطره از ایشون براتون گذاشتیم که امیدواریم براتون قابل استفاده باشد
موفق باشید
 
                               خاطره اي از زبان مقام معظم رهبري
سال 61 شهيدبابايي را گذاشتيم فرمانده پايگاه هشتم شکاري اصفهان. درجه اين جواب حزب‌اللهي سرگردي بود که او را به سرهنگ تمامي ارتقا داديم. آن وقت آخرين درجه ما، سرهنگ تمامي بود. مرحوم بابايي سرش را مي تراشيد و ريش مي گذاشت. بنا بود او اين پايگاه را اداره کند. کار سختي بود. دل همه مي‌لرزيد دل خود من هم که اصرار داشتم، مي‌لرزيد، که آيا مي تواند؟ اما توانست. وقتي بني‌صدر فرمانده بود، کار مشکل‌تر بود.

افرادي بودند که دل صافي نداشتند و ناسازگاري و اذيت مي کردند حرف مي‌زدند، اما کار نمي‌کردند؛ اما او توانست همانها را هم جذب کند. خودش پيش من آمد و نمونه‌اي از اين قضايا را نقل کرد. خلباني بود که رفت در بمباران مراکز بغداد شرکت کرد، بعد هم شهيد شد. او جزو همان خلبان‌هايي بود که از اول با نظام ناسازگاري داشت. شهيد عباس بابايي با او گرم گرفت و محبت کرد حتي يک شب او را با خود به مراسم دعاي کميل برده بود؛ با اين که نسبت به خودش ارشد هم بود. شهيد بابايي تازه سرهنگ شده بود اما او سرهنگ تمام چند ساله بود؛ سن و سابقه خدمتش هم بيشتر بود. در ميان نظامي ها اين چيزها مهم است. يک روز ارشديت تأثير دارد؛ اما او قلباً و روحاً تسليم بابايي شده بود. شهيد بابايي مي گفت ديدم در دعاي کميل شانه‌هايش از گريه مي‌لرزد و اشک مي‌ريزد. بعد رو کرد به من و گفت: عباس دعا کن من شهيد بشوم! اين را بابايي پس از شهادت آن خلبان به من گفت و گريه کرد. او الان در اعلي عليين الهي است؛ اما بنده که سي سال قبل از او در ميدان مبارزه بودم هنوز در اين دنياي خاکي گير کرده‌ام و مانده‌ام! ما نرفتيم؛ معلوم هم نيست دستمان برسد. تأثير معنوي اينگونه است خود عباس بابايي هم همين طور بود او هم يک انسان واقعا مؤمن و پرهيزگار و صادق و صالح بود.(بيانات در ديدار مسئولان عقيدتي، سياسي نيروي انتظامي 23/10/83)


 
 

خدايا دستت را روي سرم بگذار

عباس نمازش را بسيار با آرامش و خشوع مي خواند . در بعضي وقتها که فراقت بيشتري داشت آيه ( اياک نعبد و اياک نستعين ) را هفت بار با چشماني اشکبار تکرار مي کرد .
به ياد دارم از سن هشت سالگي روزه اش را به طور کامل مي گرفت . او به قدري نسبت به ماه رمضان مقيد و حساس بود که مسافرتها و مأموريتهايش را به گونه اي تنظيم مي کرد تا کوچکترين لطمه اي به روزه اش وارد نشود . او هميشه نمازش را در اول وقت مي خواند و ما را نيز به نماز اول وقت تشويق مي کرد .
فراموش نمي کنم ، آخرين بار که به خانه ما آمد ، سخنانش دلنشين تر از روزهاي قبل بود . از گفته هاي او در آن روز اين بود که :
وقتي اذان صبح ميشود ، پس از اين که وضو گرفتي ، به طرف قبله بايست و بگو اي خدا ! اين دستت را روي سر من بگذار و تا فردا برندار .
به شوخي دليل اين کار را از او پرسيدم . او در پاسخ چنين گفت :
اگر دست خدا روي سرمان باشد ، شيطان هرگز نمي تواند ما را فريب دهد .
از آن روز تا به حال اين گفته عباس بي اختيار در گوش من تکرار مي شود . 

 

نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 |

عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: دوشنبه پنجم مرداد 1388 |
قال رسول الله(ص):علی(ع) خیر البشر من ابا فقد کفر علی (ع) بهترین بشر است و کسی که از او دوری کند کافر است 

 

1- هر سال که شعبان می آید، توی دلمان جشنی به پا می شود. گوشه گوشه قلب را خدا برایمان آذین می بندد. نور مصباح الهدایش در دل متجلی می شود. ذوق می کنیم برای آمدنش.

 از کودکی با نامش خو گرفتیم. نامی که مادرانمان با آن بزرگمان کرده اند. نامی که موقع دلتنگی ها ناخودآگاه به زبان آورده ایم. نامی که همیشه با گفتنش قطره اشکی سر خورده روی گونه هامان. خواسته های کوچک و بزرگمان را از او خواسته ایم و همیشه به او امید داشته ایم.

حسین، حسین، حسین،... وه که چه قدر این نام زیبا و خواستنی است. تجلی عشق خداست روی زمین.

و فردایِ میلاد "حسین"، ماه بنی هاشم، "ابوالفضل العباس" می آید. هم او که نامش برایم یادآور مردی است. ابالفضلی که سرچشمه "ادب" است و مردانگی.

2- اتوبوس های کربلا، شارع العباس نگه می دارند. اولین منظره ای که در کربلا می بینی، گلدسته های کاشی کاری حضرت عباس است و بعد بین الحرمین را با هزار شوق می پیمایی و به نخل های سبزش نگاه می کنی.

فرات کمی دور تر دلت را می سوزاند. آه از عطش عاشورا! حالا دیگر به حرم حسین رسیدی، السلام علیکی می گویی و وارد می شوی، نوشته کاشی های سردر را می خوانی: "قال سید الکونین حسین منی و انا من حسین". و با خودت تکرار می کنی و انا من حسین! حالا دیگر نوبت این ضریح شش گوشه است که در آغوش بگیری. کعبه شش گوشه‌ای که مهبط سلام های بعد از نمازمان است. همیشه با خودت می خواندی که: "بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا" و اینک بیش از هر موقعی بوی سیب، تو را مست کرده است.

3- کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا. کمی با خودت فکر می کنی. این عشق که به حسین داری، راحتت نمی گذارد، باید کاری کنی، هر روز عاشوراست و مولایت تنها! حسین زمان را شناختن دشوار است و در این عصر ارتباطات با این همه اطلاعات دشوارتر! آنان که رفتند، کاری حسینی کردند و آنان که مانده اند، باید کاری زینبی کنند و الا از یزیدیانند!

اَللَّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَيْنِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ.

* امام علی ابن الحسین علیه‏السلام می‏فرماید: از شیعیان صالح ما که زیارت کنند قبر مقدسش را پس باید اوقات سحر، در پی آن باشند که بوی سیب از قبر حسین علیه‏السلام

 

 


 
نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: دوشنبه پنجم مرداد 1388 |

چه ناله ای چه فراقـــی چه درد هجـــــــرانی...؟؟؟؟

نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: جمعه دوم مرداد 1388 |
حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند :  اِنَّ السَّعِید، کُلُّ السَّعِید، حَقُّ السَّعِید مَن أَحَبَّ عَلِیّاً فِی حَیاته و بَعدَ مَوُته : همانا سعادتمند( به معنای ) کامل و حقیقی کسی است که امام علی ( ع ) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد . ( مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌، ج‌ 9، ص‌ ‌132 )

فریب ما مخور آقا دروغ می گوییـــــــــــــــــم

به جـان حضرت زهرا (س) دروغ می گوییــم

چه ناله ای چه فراقـــی چه درد هجـــــــرانی

نیا نیا گل طـــــــاهــــــــا دروغ می گوییـــــــم

تمام چشـــــــــم براهی و انتظــــــــــار و فراق

و ندبـــــــه های فـــــــــرج را دروغ می گوییـــم

دلی که مامن دنیـــاست جــــای مولـا نیست

اسیــــــــر شـهــــوت دنیــــا دروغ می گوییـــم

زبان سخن ز تو گوید ولـی بـــــــرای مقــــــــام

به پیش چـشم خــدا هم دروغ می گوییـــــــم

کدام نالـــــه غـربــــــــت کــــــــدام درد فــــــراق

قســـم بــــه ام ابیــــــــها دروغ می گوییـــــــــم

خلاصه ای گــــل نرگس کسی به فکرتو نیست

و مـا به وسعت دریـــــــــا دروغ می گوییــــــــم

مرا ببخش عــــــــــــــــــــــزیزم که باز می گویم

 نیا نیا گل طـــــــــــــــــــــــــاها دروغ می گوییـم

 

 

این همه بی قراری و این همه بی تو موندنم....دیگه نمیتونم آقا رسیده وقت خوندنم...

نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: جمعه دوم مرداد 1388 |

تبليغات

درباره ما


    امام خامنه ای:
    از خدا مي خواهم مبادا بعد از يك عمر زحمت مرگ ما در بستر بيماري باشد
    و در ميدان شهادت نباشد،
    شــــــــــــــــــــــهــــــــــــــــادت،
    مــرگ در راه ارزشـــهـاسـت.....
    ×××××××××××××××××
    دیگر نخواهم بی شهیدان زندگانی
    یا فاطمه(س) تو مادر رزمندگانی
    ×××××××××××××××××
    تفأل از شهدا

    با ارسال پیامکی با متن «عدد یک (1)» به شماره 2000471
    گزیده ای از وصیت نامه شهدا برای شما ارسال می شود .

    باشد که شفیع روز محشرمان شوند.
    اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک

    یا علی مدد....

پيوندها

لينكدوني

تمامي حقوق در انحصار اين وبگاه ميباشد و هرگونه كپي برداري غير مجاز و شرعا حرام است. طراحي شده توسط : آرياتمپ