تبليغاتX
محفل محبین الشهدا

خاطره ای از شهید قاسم میر حسینی قائم مقام لشکر 41 ثارالله

نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: یکشنبه هجدهم اسفند 1387 |
 

   
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم : ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام ، ولایت خداوند است و محبت او عبادت خداوند است و پیروی از او واجب الهی است . / بحارالأنوار جلد 40 صفحه 4

 

شهادت قسمت ما می شد ای کاش

سبکبالان خرامیدندورفتندسبکبالان خرامیدندورفتندسبکبالان خرامیدندورفتند

با خونسردی در هنگام پاتک های دشمن میایستادو وضعیت دشمن رو بررسی میکرد

بهش میگفتند:حاجی مگه قصد خودکشی داری؟؟؟؟

میگفت نترسین من چیزیم نمیشه !!!!!میدونم کی وکجا شهید میشم من نباید سر خم کنم

بعدادامه می داد:انجام دادن  یک عمل مکروه توسط فرماندهمساوی است باانجام دادن

یک عمل حرام توسط بسیجیها....

روح پاکش با امیرالمومنین(ع) محشور باد

 

 

نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: یکشنبه هجدهم اسفند 1387 |

شهادت مولانا حسن العسکری(ع)تسلیت باد

نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 |

ای کــه خــورشـید فلک محو لقای تو بود

مـاه را روشـنی از نـور ضـیـای تـو بود

 

تــویـی آن آیـنـه حـسـن خـداونـد کـریــم

کـه عـیـان نـور الـهـی زلـقـای تـو بـود

 

مـعـدن جود و سخـایی تـو که از فرط کرم

دو جـهـان ریزه‏خور خوان عطای تـو بود

 

ولی حق حسن العسکری ای آن که قضا

مـجـری امـر تـو و بــنــده رای تــو بـود

 

حــجـت‏ یـــازدهــم نـــور خـداونـد جــلــی

ای کـه ایـجـاد دو عـالم ز بـرای تـو بـود

 

مـن کـجــا مــدح و ثـنـای تـو تـوانـم گـفتن

کـه بـه قـرآن خـدا مـدح و ثـنـای تو بود

 

نـه هـمـیـن جـای تـو در سامره تنـها باشد

کـه بـه دلـهـای مـحبـان تـو جای تو بود

 

بـی ‏ولای تـو عـبـادت زکسی نیست قبول

شـرط مـقـبـولـی طـاعـات ولای تو بود

 

نـسـبـت قـامـت‏سـرو تـو بـه طوبی ندهم

زآن که طـوبی خجل از قد رسای تو بود

 

چـه غـم از تـابـش خـورشـیـد قـیامت دارد

آن کــه در روز جــزا زیـر لـوای تــو بــود

 

هـمـه شـب قـرب جـوارت زخدا می‏طلبم

کــه مـرا در سر شوریـده هـوای تو بود

 

در جـوار تـو زحـق خـواهـش جـنـت نـکنم

جنـت مـا بـه خدا صحن و سرای تـو بود

 

دیــده گــریـان نـشـود روز جـزا در مـحشر

هـر کـه گـریان به جهان بهر عزای تو بود

 

تـو ظـهـور پـسـر خـویـش طـلب کـن زخدا

چــون کـه مـقبـول خـداونـد دعای تو بود

 

تـا ابــد بـر تــو  و  اجــداد کـــرام تــو درود

غیر از این هر چه بگویم نه سزای تو بود

                                                سید محمد خسرو نژاد

 

شهادت امام حسن عسکری علیه السلامشهادت امام حسن عسکری علیه السلامشهادت امام حسن عسکری علیه السلامشهادت امام حسن عسکری علیه السلامشهادت امام حسن عسکری علیه السلامشهادت امام حسن عسکری علیه السلامشهادت امام حسن عسکری علیه السلامشهادت امام حسن عسکری علیه السلام

نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 |

دلگفته های مرحوم میرزا اسماعیل دولابي شماره یک

نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: سه شنبه ششم اسفند 1387 |

 

 

۱-من نمي دونم چرا كسي خواب نمي بينه كه يه آقاي سيدي چند تا طناب و ريسمون دستش باشه.

هي آدم ها رو بكشه اين‌ور و اون‌ور.

ازش بپرسن اينا چيه؟

بگه با اين طنابا آدم هايي رو كه مي خوان برن پيش شيطون مي كشم طرف خدا.

بعد بگه طناب ما كو؟

بگه تو ريسمون نمي خواي،خودت مياي

                                             (اسمائيل دولابي)

 

۲-آقا شانسمون چه خوب بود تو اين دستگاه خدا.

                        دوره‌ي اسلام اومديم، دوره غيبت.اونم آخرالزمون.

                                        تازه اونم نزديك ظهور.

                             همچين تا سر سفره نشستيم سفره پهن شد.

       اصلا راهمون اين قدر نزديك شد كه تا اومديم بايد از اون ور بريم بهشت.

                                   ديگه دنيا و عبادت هم نداريم حتي.

                                              (اسمائيل دولابي)

 

 

۳-آقا ببين چيكار كرد با ما.

اول يه جوري مدارا كرد باهامون كه انگار اصلا طرف گناه نرفتيم.

به اين راضي نشد.

جوري تا كرد انگار ما داريم بهش لطف مي كنيم، نه اون.

باورت مي شه!

از اين بالاتر رفت.

يه جوري كه انگار ما عامرايم و اون مامور.

شنيدي گفتن "ادعوني، استجب لكم"

اسمائيل دولابي

این صدای طپش قلبم نیست 
در حسینیه دل سینه زنیست

          

نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: سه شنبه ششم اسفند 1387 |

شهيد غلامعلي رجبي(ره)

نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: جمعه دوم اسفند 1387 |

شهادت قسمت ما می شد ای کاش

 

             قربون کبوترای حرمت.........

  شهيد غلامعلي از زبان حاج منصور ارضي


آشنايي با اولياء خدا توفيقي است كه از طرف حضرتش ممكن است براي  هر كسي مقدّر شود، لذا اهل بيت همانطور كه ما را در محافل خود راه دادند با دوستان خود نيز آشنا كردند. يكي از آنهايي كه ما توفيق مجالست و مؤانست با ايشان را داشتيم شهيد غلامعلي جندقي معروف به رجبي بود.
يادم هست در سال 1355به همراهي مرحوم چمني به مشهد الرضا مشرف شده بوديم كه درآن سفر ايشان تا صبح درحرم مي خواند و ما هم گريه مي كرديم. در همان سفر به من فرمود :  هيئتي هست بنام حسين مظلوم يا ديوانگان حسيني، كه خيلي از گريه كن هاي امام حسين (ع) در آنجا جمعند و در يكي از حسينيه هاي مشهد جا گرفته اند، برويم استفاده كنيم " و واقعاً قبل از انقلاب كمتر هيأتي به اين شور وحال واشك وناله پيدا مي شد.

آن موقع شعري در مورد حضرت زينب (س) را كه از سروده هاي جديد استادم حاج آقا آرام بود حفظ كرده بودم، وقتي به هيأت ديوانگان حسيني رفتيم آن را خواندم و مجلس عجيبي هم شد، از جمله كساني كه آنجا بود شهيد غلامعلي بود كه آن موقع سني هم نداشت.
 حال بكاء ايشان و اطرافيانشان سبب آشنايي ما شد تا سال 1367 كه به مشهد الرضا مشرف شديم از ايشان فيض مي برديم كه بعد از آن رفتند و به شهادت رسيدند.


 حركات و سكنات غلامعلي دم از امام حسين(ع) مي زد و فقط اين نبود كه با زبان، مردم را جذب اين دستگاه كند، يعني هيچگاه لباس خدمتگزاري را از تن بيرون نمي آورد، وقت گريه، اشك مي ريخت، وقت خواندن ، مي خواند وهيچ ابايي از ظرف شستن و ديگر كارهايي كه بايد در هيئت انجام داده شود نداشت.
يكي از محاسن اخلاقي اين بزرگوار اين بود كه وقتي به او تهمت مي زدند يا سخن ناروايي مي شنيد در حد اعلا صبور بود.


 اگر زياد جبهه نمي رفت، فهميده بود كه با شغل معلمي بايد سنگر فرهنگي جامعه را گرم نگه دارد و با فعّاليتهاي مختلفي كه داشت با تهاجم فرهنگي به نحو شايسته اي مبارزه مي كرد. تا جايي كه وقتي از دير آمدن او به هيأت در دهه اول محرم پدر بزرگوارش حاج آقا رجبي ناراحت مي شوند، بعداً متوجّه مي شوند وقتي به طرف هيأت مي آمده از داخل خيمه اي كه كودكان محل، براي عزاداري بپا كرده بودند مي شنود كه " اي كاش غلامعلي مي آمد وبراي ما مي خواند" بعد از شنيدن اين جمله هر شب، اول به خيمه آنها مي رفته و براي كودكان و نوجوانان نوحه سرايي مي كرده و سپس به هيأت خودشان مي آمده است. يعني برايش فرق نداشت كه مستمعين و اهل هيأت نوجوان باشند يا يكسري هيئتي قديمي. او مي گشت و محل رضاي حضرت زهرا (س) را پيدا مي كرد و در آنجا به انجام وظيفه مشغول مي شد.



از شاخصه هاي اخلاقي اش اينكه اشعار زيبايي را كه مي سرود اول به خواننده ديگري مي داد و مي گفت تو بخوان و بعد خودش مي خواند .


در باب معاشرت، زبانزد خاصّ و عام بود يعني بسيار خوشرو، خوش برخورد و خوش اخلاق بود. او كسي بود كه در اوج گرفتاري خنده بر لبهايش داشت. اگر چه خود مشكلات بسياري در زمينه تهيه مسكن و... داشت، اما غم ديگران را مي خورد و در پي حل مشكلات آنها بود.


              
نقل مي كنند فردي  يك شعري را خدمت شهيد غلامعلي داد وگفت اين شعر را بخوان مجلس رونق مي گيرد و گرم مي شود وقتي ايشان نگاه كرد، ديد شعر خودش مي باشد به روي طرف مقابل نياورد وشعر را خواند بعد از مجلس طرف آمد و گفت ديدي گفتم مجلس گرم مي شود ... اما اين بزرگوار به روي او نياورد.
 مي گويند با اينكه در خانه اجاره ای مي نشست و به پول نياز داشت ولي هيچگاه بابت خواندن پولي نگرفت و مي گفت كار من بيشتر از اينها ارزش دارد كه با اين  مبالغ دنيوي معامله كنم.

به نقل از:سایت گل لیلا

نوشته: بچه هیئتی | تاریخ: جمعه دوم اسفند 1387 |

تبليغات

درباره ما


    امام خامنه ای:
    از خدا مي خواهم مبادا بعد از يك عمر زحمت مرگ ما در بستر بيماري باشد
    و در ميدان شهادت نباشد،
    شــــــــــــــــــــــهــــــــــــــــادت،
    مــرگ در راه ارزشـــهـاسـت.....
    ×××××××××××××××××
    دیگر نخواهم بی شهیدان زندگانی
    یا فاطمه(س) تو مادر رزمندگانی
    ×××××××××××××××××
    تفأل از شهدا

    با ارسال پیامکی با متن «عدد یک (1)» به شماره 2000471
    گزیده ای از وصیت نامه شهدا برای شما ارسال می شود .

    باشد که شفیع روز محشرمان شوند.
    اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک

    یا علی مدد....

پيوندها

لينكدوني

تمامي حقوق در انحصار اين وبگاه ميباشد و هرگونه كپي برداري غير مجاز و شرعا حرام است. طراحي شده توسط : آرياتمپ